|
امین مخالف بچه دار شدن و ورود بچه ای به این جامعه که هیچ چیز سر جایش نیست و به حقوق فردی ادمها اهمیتی داه نمیشود ، بود و علیرضا در انتهای دلایلی که هر دومان در تائید بچه دار شدن میاوردیم حرف خیلی خوبی زد که فکر میکنم امین را هم تا حدی قانع کرد. میگفت: ما، یعنی افرادی که فکر میکنند و مسائلی برایمان مهم است و بخصوص دلمان میخواهد و تلاش میکنیم که ایرانمان را بسازیم و در حل مسائلش نقشی داشته باشیم باید بچه هایی داشته باشیم تا انها هم همین راه را ادامه دهند وگرنه دیگرانی بچه دار میشوند که نه خودشان ایران برایشان مهم است و نه بچه هایشان تلاش میکنند که ایران بهتری داشته باشیم و حتی شاید باعث شوند که ایران بدتر از پیش هم شود. و با بچه دار نشدن ما نسل ما منقرض میشود ، نسل یک دیدگاه منقرض میشود. من خیلی این حرف را قبول دارم و بنظرم اگر کسی ایران را دوست داشته باشد و برایش مهم باشد ولی نخواهد بچه داشته باشد با این حرف به احتمال زیاد قانع خواهد شد. نظر شما چیه؟
میدونم خیلی وقته وبلاگم رو آپ نکردم و از همه بابتش معذرت میخوام ولی یه مدت دیگه شور و شوقش نبود و از عید به این ور هم اینترنتم مشکل پیدا کرده بود و بلاگفا بالا نمیومد. - نوروز مبارک . هرچند با تاخیر دارم تبریک میگم ولی انقدر نوروز برام بزرگ و ارزشمنده که نمیتونم تبریک نگم رسیدنش رو. خوشحالم که با همه تلاشی که برای برانداختن این رسم دیرینه میشه ولی مردم اینطور به استقبالش میرن، طبیعت اینطور با زیبایی اش بهش خوشامد میگه و سعی میکنیم ما هم مثل طبیعت زنده بشیم. خوشحالم که سال نوی ما مثل سال نوی اروپایی ها توی برف و سرما اغاز نمیشه و با تغییر فصل مقارن است . - چهارشنبه سوری امسال با اتفاق خوشایندی همراه بود . بیژن اومد مرخصی و تا اخر عید با ما بود. خیلی لذت بخش بود. - عید امسال بعد از سالها رفتیم مسافرت . یه مسافرت درست و حسابی همراه با کلی تجربه و بنای تاریخی و کویر و طبیعت. رفتیم مشهد . از راه طبس رفتیم و از راه جندق برگشتیم. اکثر شهرهایی که توی راهمون بود رو دیدیم و بیشتر بناهای تاریخیشون رو. هرچند بیشتر این بناهای تاریخی آرامگاه شاعران بود و شعرهاشون با مردم همراه بوده ولی به مرحله ای رسیده بودند که انگار به عمد ازشون حفاظت و حمایت نمیشه تا خودشون ویران بشن. انقدر از شهر دور افتاده بودند که اگر برامون مهم نبود ببینیمیشون از خیرش میگذشتیم. چیزی که من رو بیش از همه آزار میداد این بود که توی شعرهای بزرگانی مثل فردوسی، خیام، همایی و... جاهایی که کلمه "شاه" بود رویش رو به صورت "علی" لاک گرفته بودند یا حتی اسامی اولین وزرای فرهنگ ایران رو شکسته بودند. - حرم امام رضا هم رفتیم. دیدن اون همه آدم که واقعا عاشق امام رضا بودند، برایش دعا میخوندند، گریه میکردند و به هر زحمت و فشاری بود میخواستند خودشون رو به ضریح برسونند برام خیلی جالب بود. دلم میخواد بدونم واقعا چی میشه که اینهمه مردم اینقدر عاشق آدمی مثل امام رضا میشن( فراتر از نیروی ماورائی اش)؟ و چی باعث این باورهاست؟ دوست دارم شما هم بخصوص در این مورد نظرتون رو بنویسید. - مورد جالبی که بخصوص در انارک (ده کوچکی نزدیک نایین در استان اصفهان) دیدیم این بود که با اینکه اثار تاریخی خاصی نداشتند ولی از همون آثار کم هم محافظت کرده بودند حتی هر وسیله قدیمی که توی خونه مردم روستاشون پیدا کرده بودند رو جمع کرده بودند و یه موزه کوچولو برای خودشون راه انداخته بودند یا خونه هاشون رو کاهگل نو کرده بودند و همه اینها در جذب مردم به انارک موثر بود .
|
About![]()
مینا هستم 22ساله رشته مشاوره Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 Links
گفتگو |