تبليغاتX
گوشه تنهایی من

گوشه تنهایی من

(شکوه آزادی سابق)

حالا که دیگر زندگیم با تمام شدن درسم قرار است شکل جدیدی به خود بگیرد ،دوست دارم وبلاگم هم شکل جدیدی بگیرد، البته این شاید بیشتر یک بهانه باشد چون مدتی است به این تغییر فکر میکنم و دوتا از دوستان هم پیشنهاد داده بودند برای تغییر قالب و اسم وبلاگ ؛ اسمی که انتخاب کرده ام هم واقعا احساس من نسبت به وبلاگم است هم همان معنای "شکوه آزادی" را در خود دارد و فکر میکنم اسم بامسماتری خواهد بودبنابراین .....

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/10/25ساعت22:13توسط مینا | |

- نوار "سکوت سرشار از ناگفته هاست" با صدای شاملو را دوست دارم در تاریکی شب گوش بدهم و همین طور خیره بشوم به تاریکی اسمان و به خودم و احساساتم و دوستانم و تمایلاتم فکر کنم . چند شب پیش که این شرایط پیش آمده بود فکر کردم فقط بودن در راه تهران را کم دارد انگار مقصد این اهنگها باید تهران باشد ؛ نمیدانم چرا.

- آهنگ "ناز مکن" با صدای همای مال روزهایی است که حسابی دلم گرفته، حوصله ندارم و خسته ام .شنیدن این آهنگ روحم را تازه میکند ، خستگی می پرد و حال و حوصله و شادی به سراغم میاید.

-چقدر دوستی با آدمهایی که در حضورشان " خودت " هستی ، خوب است. چقدر زمان راحت میگذرد، چقدر حرفها راحت میایند ، چقدر لبخندها و خنده ها راحت میایند، چقدر راحت چشم در چشمشان میشوی بدون اینکه فکر کنی وای حالا همه احساساتم را در چشمانم میخواند، چقدر بدون فکر زیادی و سبک سنگین کردن حرف میزنیم ، چقدر بعد که میروند احساس خوبی داریم ، چقدر خوشحالیم که همه حرفهایی که می خواستیم بزنیم را زدیم، چقدر خوشحالیم که زنده ایم و زنده  برخورد کرده ایم. چقدر خوب است.   

+نوشته شده در شنبه 1387/10/21ساعت22:52توسط مینا | |

کودکان خیابانی نیازهای مختلفی دارند که در پیمان نامه حقوق کودک به انها اشاره شده است . برخی از این نیازها عبارتند از: آموزش،  بهداشت، خانواده، تفریح و بازی، آزادی عقیده، منع انتقال غیرقانونی کودک، منع بدرفتاری با کودک، دسترسی به اطلاعات، تامین اجتماعی، جلوگیری از سوء استفاده جنسی از کودک، محافظت از انان در برابر مواد مخدر و تولید و توزیع آن، محافظت از استثمار و منع شکنجه آنان.

+نوشته شده در سه شنبه 1387/10/10ساعت22:14توسط مینا | |

خبر را راجع به آمنه بهرامی شنیده اید؟ دختری که اسید توی صورتش پاشیده شده را.... آمنه بهرامی است یکی از میلیون ها دختری است که به خواستگارش جواب رد میدهد و خواستگارش یکی از میلیون ها پسری که جواب رد میشنود ولی از فرط خشم نسبت به دختر مورد علاقه اش توی صورت دختر ، اسید می پاشد و چهره و چشم های امنه را از او میگیرد. حالا این امنه خانم قصه واقعی ما از دادگاه میخواهد که پسر را قصاص کنند با این روش که توی هرچشم پسر 10 قطره اسید بریزند تا همان بلایی سر او بیاید که سر خودش آمده. قبول دارم که اتفاق بسیار دلخراشی است ، من هم خیلی ناراحت شدم و از کار هیچ کدام دفاع نمیکنم ولی سوالی که دارم این است که: چطور میتوان همچین کاری کرد؟ چطور میشود توی صورت فرد مورد علاقه ات اسید بپاشی؟ چطور میشود اینطور فردی را قصاص کرد؟ آیا با این روش ها میشود به انچه میخواهیم برسیم ؟ فردی که میخواهیم در کنارمان داشته باشیم و آینده ای که با یک اتفاق ناگوار و ناگهانی بشدت تغییر کرده است و شاید حتی به نظر بعضی ها تباه شده است. آیا این روش باعث میشود که دیگر شاهد همچین اتفاقاتی نباشیم؟ ایا توحش از بین میرود ؟ یعنی روش دیگری وجود ندارد ؟ نظر شما چیست؟

+نوشته شده در یکشنبه 1387/10/08ساعت22:13توسط مینا | |

در نقاشی های "رضا سپهتاری" از رقص، آنقدر حرکت،لطافت، زیبایی و ظرافت موج میزد که فقط با دیدنش دلم خواست برقصم. (این نقاشی ها را همین الان در برنامه شباهنگ دیدم و امیدوارم اسم این نقاش را درست متوجه شده باشم.)

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/10/04ساعت23:5توسط مینا | |

دلم نمی خواهد

بخوابم،

امروز تمام می شود.....

امروز 10 دقیقه ای ست تمام شده....         "م.الف   21/9/87 "

+نوشته شده در دوشنبه 1387/10/02ساعت22:9توسط مینا | |