|
این را دیشب نوشتم ولی فرصت نشد بگذارم : حالا دیگه امتحان ها تموم شده و میشه زندگی رو دوباره با تمام وجود فریاد زد. البته این آزادی به این شکل تا 6 بهمن است چون قراره این دو ترم باقیمونده رو حسابی درسخون و فعال بشی(هرچند میدونم که از تفریحاتت چیزی کم نمیشه!) میشه بعد مدتها دوستات رو ببینی دوستانی که خیلی دلتنگ شون شدی ولی یا دور بودن یا اونا هم امتحان داشتن یا حالشون رو نداشتن تو این سرمای دلچسب از خونه بزنن بیرون و برین به جایی که نمیدونین کجاست یا میتونی بری بیرون و انقدر برف بازی کنی و انقدر برف بزنی به خودت یا به کسان دیگه ای که اومدن برف بازی کنن و نمیدونن به کی برف بزنن و اگه کسی نبود توی محله توی برفها غلت بزنی یا انقدر تو حالتهای مختلف از خودت عکس بگیری که حالت بیاد سرجاش یا بری فقط قدم بزنی بدون اینکه فکر کنی به چیزی یا بری نمایشگاه عکس یا نقاشی و از دیدن هر چیزی لذت ببری یا افسوس بخوری که چرا الان تهران نیستی که بتونی بری تئاتر افرای بیضایی یا بشینی توی خونه و کتاب هایی که از عید چیدی توی قفسه واز تنبلی یا بی حوصلگی(درس که نمیخوندی که بگیم از مشغله درسی زیاد!) نخوندیشون یا نصفه خوندی رو بخونی یا شاید دلت بسوزه و یه دستی به اتاقت بکشی که دیگه خودت هم داری توش گم میشی(البته میدونم از این حالت اتاق خیلی خوشت میاد!) یا از خودت رقص اختراع کنی یا اون رقصت رو که فقط وقتی خودت تنهایی و حتی بدون آهنگ هم رقصیدی و ترکیبی یه از رقص باله و رقص ایرانی و رقص خارج یه رو باز هم برای خودت برقصیش یا بری یه لیوان گنده چایی برای خودت بریزی و یه آهنگ موردعلاقه ات رو بذاری و بری توی ایوان بدون لباس چندان گرم و از سرمایی که تو تنت میافته لذت ببری یا بری دنبال کار که از تابستون تا حالا دنبالشی و.... یا بری یه سر به همه اونایی که دلت میخواسته بری پیششون، بزنی یا اون همه کاری رو زدی به میزت رو بری انجام بدی و خریدهایی که میخواستی رو بکنی یا برای یکی از صمیمی ترین دوستای زندگیت یه تولد سورپریزی بگیری یا جمله های قشنگی که جاهای مختلف دیدی رو روی دیوار اتاقت بنویسی یا بشینی و با دوستات چت کنی(نه تا الان توی این دوره امتحان ها چند بار با دو تاشون نچتیدی؟!) یا وقتی خواستی برف بازی کنی کفش کوه هات رو بپوشی و بعد کلی وقت توی برفها بالا پایین پریدن به همه اونایی که پاهاشون یخ کرده بخندی یا بشین کلی عکس اونایی که دوستشون داری رو کوچک کن که خیالت راحت بشه یا .... (حالا تو فردا به قراری که با دوستای دانشگاهت گذاشتی که بعد امتحان برین آش بخورین عمل کن بقیه رو بعدا میبینیم....! )
این را نمیشود ننوشت؛ در دانشگاه ما اتفاقاتی افتاده که متاسفانه من خودم شاهد آنها نبوده ام ولی شنیده ام از آنهایی که در تجمع رفته اند، بیانیه را امضا کرده اند و به دنبال تحقق خواسته هایمان هستند و نیز خوانده ام از وبلاگ ها . به خاطر همان تجمعات و بیانیه هایی که در دانشگاه به خاطر حمایت از دانشجویان در بند دانشگاه امیرکبیر صورت گرفته بود تعدادی از دانشجویان دانشگاه ما به کمیته انضباطی احضار شده و با حکم هایی مواجه شده اند که... برطبق بند ج/4 شیوه نامه ی اجرایی آئین نامه انضباطی دانشجویان که ارتکاب اعمالی بر ضد نظام جمهوری اسلامی به طور شفاهی یا کتبی از طریق شعارنویسی، پخش اعلامیه و ... به یک یا دو نیمسال محرومیت از تحصیل محکوم شده اند و اعتصاب غذایی 8 روزه اغاز کرده اند که حتی با مسائل و مشکلات جسمانی هم روبرو شده اند ولی دست برنداشته اند تایکشنبه 9 دی ماه، ساعت 11 که رئیس دانشگاه آقای دکتر رامشت در جلسه ای با حضور 6 تن از این اعتصاب غذا کنندگان حاضر شده است و قول های مساعدی مبنی بر لغو همه احکام انضباطی صادره در مورد تجمعات اخیر دانشگاه و همچنین در خصوص سایر خواسته ها مثل بازگشایی انجمن اسلامی دانشجویان و صنف نشریات دانشجویی و تشکیل شورای صنفی که باید با کمک خود دانشجویان و در دانشگاه تشکیل شود داده است، این اعتصاب غذا البته در روز دوشنبه 10 دیماه شکسته شده است و حال اعتصاب غذا کندگان هم خوب است ولی برای بعضی از آنها و خانواده هایشان مشکلاتی ایجاد کرده اند به این منظور که بتوانند او را از جمع اعتصاب کنندگان خارج کنند مثل تماس های تلفنی بیش از حد، تهدید به دستگیری از سوی نیروهای امنیتی در خارج از دانشگاه یا تهدیدات مکرر بدون در نظر گرفتن وضعیت قلبی و جسمانی مادر یکی از اینان (به این صورت که خود را به جای خانواده یکی دیگر از دانشجویان جا زده اند) یا حتی به این قول خود که آمبولانسی به طور دائم دم در خوابگاه باشد تا اگر مشکلی برای یکی از اعتصاب کنندگان پیش آمد بتوانند سریعا او را به بیمارستان برسانند عمل نکرده اند و اینکار داشته به ضرر یکی از آنان منجر میشده ، در روز چهارشنبه پنجم دیماه نیز حرکتی نمادین صورت گرفته که از سلف پسران تا دانشکده زبان غذاهایشان را روی زمین چیده اند و در سلف دختران هم ظاهرا حرکتهایی صورت گرفته است، در ساعت 10:30 روز پنجشنبه ششم دیماه در خوابگاه تجمعی انجام شده که دختران خوابگاهی به علت قفل بودن در از روی بالکن همراهی میکرده اند که هم از طریق مسئولان خوابگاه دختران و یکی از اعضای حراست در خوابگاه پسران درگیری هایی انجام شده است.حال همه ما امیدوار هستیم دکتر رامشت به قول های مساعدی که داده عمل کند ....
امتحان ها شروع شده همه هم پشت سرهم است و وقتم برای خواندن خیلی کم پس تا 26 این ماه انتظار پست جدیدی نداشته باشید مگر اینکه اتفاق خیلی خیلی خاصی بیافتد که ارزش نوشتن را داشته باشد که فکر نمیکنم در طول امتحانات اتفاق خیلی هیجان انگیزی بیافتد . امیدوارم امتحان هایم خوب شود مخصوصا دوتایش که هم سخت است و هم حیاتی مخصوصا یکیش را باید نمره ام خوب شود تا بتوانم اثبات کنم که همین جوری حرف نمیزنم و اعتراض نمیکنم. بعد امتحان ها همه چیز را درست و حسابی تعریف میکنم حتی از امتحان ها...
خیلی خوشحالم که بالاخره تجمعات و اعتراضات دانشجویی مان در سراسر کشور نتیجه داد و دانشجویان زندانی امیرکبیر ازاد شدند . به نظرم این خبر آنقدر مهم است که باید برایش جشن گرفت تا به حال نشده بود که انقدر دانشجویان با هم هماهنگ و هم نظر باشند که این همه اعتراضات گسترده به راه بیافتد انقدر تقاضا برای ازادی جمعی دانشجو یا در واقع برای جمعی انسان آنهم از همه قشری من خودم افرادی را در این تجمعات دیدم که به ظاهر افرادی بسیار مذهبی بودند یا حتی بسیجی یا دختران محجبه ای که خودشان در صف اول بودند و صدایشان از همه بالاتر. شادی برای آزادی این دانشجوها فقط شادی برای خود آنها نیست شادی برای آزادی بیان است شادی برای تلاش هرچه بیشتر برای آزادی هایی است که باید داشته باشیم و میخواهیم به دست بیاوریم، شادی برای این است که تلاش همه مان نتیجه داده . البته باید این را هم در نظر داشته باشیم که این اتفاق نباید منجر به این شود که دست از تلاش برداریم و فکر کنیم خوب انگار وضعیت دارد بهتر میشود پس دیگر نیازی به اعتراضات ما نیست. خیلی خوشحالم ...
|
About![]()
مینا هستم 22ساله رشته مشاوره Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 Links
گفتگو |