تبليغاتX
گوشه تنهایی من

گوشه تنهایی من

(شکوه آزادی سابق)

یه تیتر خیلی جالب در روزنامه " اعتماد ملی ":

"پیشنهاد دولت در لایحه جامع حمایت از خانواده: ازدواج مجدد نیاز به اجازه همسر ندارد."

+نوشته شده در سه شنبه 1386/05/23ساعت22:41توسط مینا | |

پریشب داشتم

پریشب داشتم وسایل

پریشب داشتم وسایل

پریشب داشتم وسایل توی میزم رو مرتب میکردم که برخوردم به دفترهای یادداشت روزانه سالها پیشم یعنی در واقع از سال 78 شروع کردم به یادداشت روزانه نوشتن و تا الان هم ادامه داشته ولی الان حدودا چند ماهی میشه که چیزی ننوشتم یعنی به خاطر تنبلی بوده خیلی چیزا هست که میتونستم بنویسم ولی حالش رو نداشتم و ننوشتم یه دلیل دیگه اش هم شاید همین وبلاگم باشه که برام یه جور دفتر یادداشت روزانه شده و از همه چیزی توش مینویسم دیشب پیدا کردن دفترسال79 (اول راهنمایی) یه طرف و تا 2-3 ساعت بعدش خوندن و خندیدن سرش یه طرف خیلی جالب بود برای همه مون چیزایی که میخوندم مخصوصا برای خودم دیدم قبلا به چه چیزایی فکر میکردم از چه کسایی خوشم میومده مثلا تو عالم بچگی عاشق کسی بودم که 8 سال از من بزرگتر بوده و همیشه با هم مثل خواهر برادر بودیم و من هم همش خواستم توی یادداشتم دوست داشتن اون رو برای خودم انکار کنم ولی خوب بازم نشده و خودم رو لو دادم و الان که بهش فکر میکنم میبینم آخه من چه جوری میتونستم عاشق اون باشم؟ یا از چه کسایی بدم میومده که البته فقط هم در مورد دوستای مدرسه ام بوده  یا حتی یادداشت هایی داشتم برای نوشتن داستان و رمان ، داشتان هایی که هیچوقت نوشته نشد و  فکر هم نکنم نوشته بشه  ولی خداییش یکیش  مخصوصا خیلی جالب بود و احتمالا از سعی خودم رو کرده بودم یه داستان ترسناک از توش در میامد .

دیشب فکر میکردم الان که من بعد 7 سال که از روی این نوشته ها گذشته دارم برای خودم و خونواده ام  میخونمشون چه قدر سرش میخندم و برام جالبه 10- 20 سال بعد که من این ها رو برای بچه هام میخونم چه حسی دارم .

 

پریشب داشتم وسایل

+نوشته شده در یکشنبه 1386/05/14ساعت13:37توسط مینا | |

سنگسار......... سنگسار.........سنگسار..........

چه قدر از این کلمه بدم میاید، این به اصطلاح قانون مجازات اسلامی. خشن ترین نوع مجازاتی که میتوان تصور کرد. فکر کن توی گودالی تا نیمه تن فرو شوی( که طبق قانون اگر مرد باشی تا کمر و اگر زن باشی تا زیر گردن) و  انقدر با سنگ( که باز هم طبق قانون، آنهم نوع بخصوصی دارد، نه باید خیلی بزرگ باشد که زود بمیرد و زجری که میبرد زود تمام شود و نه باید خیلی ریز باشد که عذابی نبرد ) به سر و بدنت ضربه بزنند تا بمیری و تو هم نتوانی هیچ جوری خودت را از این گودالی که در واقع گوری است برای چیزی بدتر از زنده به گور کردن ، نجات دهی.

در ماده 103 قانون مجازات اسلامی آمده که اگر اثبات جرم براساس شواهد و ادله شاهدان عادل باشد فرار کردن از گودال کمکی به نجات فرد محکوم نمیکند و دوباره او را به گودال بر میگردانند تا در آن بمیرد ولی اگر خود فرد اقرار به "زنای محصنه"(رابطه جنسی مرد زن دار یا زن شوهر دار با فردی غیر از همسر خودش) بکند باز هم در گودال فرو میشود ولی اگر بتواند خودش را از آن بیرون بکشد نجات می یابدو خونش بخشیده میشود. در ضمن منظور از شاهدان عادل، چهار مرد یا سه مرد و دو زن، است !!! یعنی در واقع طبق قانون شهادت، که شهادت دو زن معادل شهادت یک مرد است.

در دی ماه 1381 بعد از پایان دور سوم گفت و گوهای ایران و اتحادیه اروپا درباره حقوق بشر، اعلام شد که رئیس قوه قضاییه دستور منع صدور حکم سنگسار را اعلام کرده است ولی این فقط یک گول زنک بوده و بس و در سال 85 و همین سال 86 چندین مورد سنگسار بوده که البته هنوز هم پایان نگرفته و چندین زن و مرد دیگر در زندان های کشور در انتظار سنگسار به سر میبرند و در کشورهای دیگر مسلمان نشین هم این حکم اجرا میشود و حتی در بعضی موارد به خاطر همین تعهد رییس قوه قضاییه، به مطبوعات اجازه داده نمیود که بنویسند حکم "سنگسار" اجرا شده بلکه مجبورند بنویسند حکم "اعدام"...

 این حکم فقط چون به همسر خیانت کرده (زنای محصنه) است و هیچ آسیب شناسی روانی و اجتماعی نمیشود و کسی در این میان فکر نمیکند چرا باید رابطه جنسی خارج از ازدواج اتفاق بیافتد؟ و سنگساری که در ملا عام اتفاق میافتد و بچه ها هم میتوانند شاهد آن باشند، چه آسیب های روانی و اجتماعی برای مردم و بچه ها به دنبال دارد .آیا این مردانی که میروند ازدواج دوم و سوم میکنند یا بارها با افراد مختلف ازدواج موقت میکنند( که زنی که به عقد ازدواج موقت مردی در میاید نه از مرد نفقه میتواند بگیرد نه ارث شامل او میشود و نه مهریه ای در کار خواهد بود )و مرد میتواند زنی را حتی برای کمتر از یک روز هم به عقد موقت خود دربیاورد ، به همسران خود و زنان بیشماری که موقت با او عقد میکنند خیانت نکرده اند؟  آیا چون در اسلام تعدد زوجات یا عقد موقت نفی نشده مردان میتوانند هر جور دلشان میخواهد عمل کنند و جوابگوی کسی هم نباشند و کسی هم انتظاری از آنها برای جواب دادن ندارد و حتی اگر زنی از شوهر خودش یا مردی که با او ازدواج موقت کرده شکایت کند نه تنها کسی رسیدگی نمیکند میگویند "مشکل خودش است" ....   

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/10ساعت12:28توسط مینا | |

توی هفته پیش از فامیلمون دو نفر فوت کردن یکی آقایی فکر کنم حدوداً 80 – 85 ساله که سالها بود  سرطان روده داشتن ویه جورایی همه انتظار فوتشون رو داشتن ولی اون یکی ... خانمی بودن حدودا 50 ساله که  که ظهر روزی که شبش میخواستن برن مکه و رفته بودن برای خداحافظی از عموی شوهرشون دم خونه سکته قلبی میکنند و درجا فوت میشن . . ما خانوادگی خیلی با هم رفت و اومد داشتیم و با هم جور بودیم به قول بابام مثل خواهر بودن و خیلی برای همه غریب و شوک آور بود و هیچکس باورش نمیشد ، همیشه از پا درد و سردرد شون حرف میزدن ولی هیچ وقت نشده بود ازقلب دردشون حرفی بزنن و بعد فوتشون بود که فهمیدیم تحت نظر بودن و باید عمل هم میکردن ولی گفته بودن نمیخوام و دستم بند میشه. فکر کردم چرا آدما اینقدر نسبت به سلامتی خودشون یا همسرشون بی توجه هستن بعضی وقتا هست که باید یکی رو به زور ببری دکتر چون خودش به فکر خودش نیستالبته نه اینکه با دعوا و مرافعه ،  مثلا باید براش از دکتر وقت بگیری یا حتی بعضی وقتا بعضی ها نسبت به دکتر و دوا و عمل حس خوبی ندارن یا فکر اشتباهی میکنن و باید با یه روانشناس هم حرف بزنن یا با کسی که به حرفش اعتماد دارن و قبولش دارن.   

+نوشته شده در دوشنبه 1386/05/08ساعت12:31توسط مینا | |