تبليغاتX
گوشه تنهایی من

گوشه تنهایی من

(شکوه آزادی سابق)

تو کتاب "سیری در نهج البلاغه" از مطهری که جزوه امتحان انیشه اسلامیمون بود یه جمله از امام علی خوندم:

آن کسی که همه هدفش پر کردن شکم است ارزشش با آنچه از شکم خارج میگردد برابر است.!!!

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/23ساعت23:4توسط مینا | |

"پسر، مادر رو کتک میزد که ازش پول بگیره مواد بخره. مادر هم کتک میخورد اما به پسرش "تو" نمیگفت". به نظر من که مامانه کار درستی نمیکنه. اینم یه جورایی مثل فیلم "خون بازی" یه. دختر معتاده و مادرش هم  میدونه  و داره میبردش یه مرکز ترک اعتیاد ولی تو راه تهران – شمال که دارن میرن هر بار مامانه مواد رو از دست دخترش قایم میکنه ولی تا دختره دیونه میشه و نمیتونه دیگه خماری رو تحمل کنه و حتی میخواد رگ خودش رو هم بزنه مامانه زود میده بهش.

+نوشته شده در پنجشنبه 1386/03/17ساعت18:31توسط مینا | |

 

"بعضی ها در مقابل رنجها، فریاد "ای روزگار" سر میدن، بعضی ها پایداری و صبوری میکنن، بعضی ها شکر این رنجها رو میگن و بعضی ها هم طلب رنج بیشتری میکنن.  "

به نظر من بعضی رنجها هستن که اگه ادم در مقابلشون پایداری کنه یا در واقع سعی نکنه از بینشون ببره زندگی تو همون جایی که هست درجا میزنه و حتی ممکنه پست رفت هم کنه.نظر شما؟

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/09ساعت8:36توسط مینا | |

خیلی وقت بود چیزی ننوشته بودم راستش چیزای زیادی به ذهنم رسید ولی یا حسش نبود بنویسم یا انقدر خسته بودم که نمیتونستم فکرش رو بکنم که بشینم پای کامپیوتر و تایپ کنم ولی امروز هم به رگ غیرتم برخورد که چیزی نمینویسم هم دیروز یه حرف قشنگی شنیدم از یه دوستام که دیدم حیفه ننویسم:

دیروز بهد مدتها!!!!! در واقع بعد یه هفته رفتیم خونه یه پسرای گروه کوهمون که با هم ماکارونی بپزیم که یه بحث جالبی پیش اومده  بود که : اینکه همیشه تو دینی های مدرسه و دانشگاه این مثال معروف رو خوندیم که انسان نمیتونه ماهیت الکترون و موجی و ذره ای بودن نور رو معلوم کنه و این به دلیل نقص دانش بشری یه. یه بچه ها حرفی میزد که این رو نقض میکرد و در واقع تموم این چیزایی که تو این همه سال در مورد خدا و تو دینی ها خونده بودیم رو زیر سوال میبرد : اینکه ما نمیتونیم اینکار رو بکنیم به خاطر نقص دانش ما نیست به خاطر ماهیت خود نور و الکترونه و هرچند هزار سال هم که بگذره و هر چقدرم که دانش بشر رشد کنه و کامل بشه انسان ها نمیتونن اینکار رو بکنن چون نمیتونن. به نظرم نه خود این حرفش، بلکه بیشتر اینکه این رو از زبون یه آدمی میشنیدم که خودش مذهبی ولی از اون مذهبی ها یا کلا از اون دسته آدمایی یه که روی اعتقاداتش و چیزایی که میشنوه و یاد میگیره فکر میکنه و حتی روشون شک میکنه چیزایی که سالهاست باهاشون بزرگ شده و قبولشون داشته . به نظرم این وظیفه همه ما آدماس که هرچی رو که بهمون یاد میدن یا میخونیم و میشنویم رو قبول نکنیم نه اینکه الکی به همه چیز ایراد بگیریم،نه، روشون فکر کنیم و سعی هم کنیم مطرحشون کنیم شاید دیگرون رو هم به فکر انداختیم. نظر شما رو کل این حرفا چیه؟

+نوشته شده در شنبه 1386/03/05ساعت20:43توسط مینا | |