دیروز روز اول کارم بود.
این ترم درسی داشتیم در مورد کودکانی که اختلال در یادگیری دارند توی املا، انشا، ریاضی، نوشتن و خواندن . درس فوق العاده جالبی بود و خیلی خوشم اومد . یکبار هم توی همین وبلاگم در مورد روزی که رفتم مرکز مشاوره استادمون و پسری که اختلال ریاضی داشت را دیدم و با کار استادم اشنا شدم و خیلی هم لذت بردم ، نوشتم . از اون روز چند بار دیگه هم به استادم گفتم که اگر کیسی پیش اومد که میشد من باهاش کار کنم بگه و خیلی علاقه دارم و حتی به عنوان کاراموز و خلاصه میشه گفت پیله اش شدم و الان از این که بهش سپردم و نشون دادم که از کارش و درسش خوشم اومده خیلی راضی بودم . ترم های پیش هم اتفاق افتاده بود که از درسی خوشم بیاد و دوست داشته باشم توش کار کنم و حتی به استادم هم گفته باشم ولی همش فکر کرده بودم اگه برم ده بار و هزار بار بهش بگم با خودش میگه این چقدر پیله است و تازه بدتر میشه ولی این ترم به این ندای قلبی ام گوش ندادم و رفتم و الان هم کار دارم. کیس من پسری چهارم دبستانی است که اختلال خواندن دارد . دیروز رفتم مرکز مشاوره استادمون و دیدمش و با هم اشنا شدیم پسرکی تپلی و بامزه و خیلی دوست داشتنی به اسم ارسلان و اون هم ظاهرا من رو پسندید. یکمی از روی کتاب فارسی سومش برامون خوند و خوب فهمیدم در کجاها اشکالاتی هست و خطاهای خواندنش رو متوجه شدم . قرار شد از هفته دیگه هفته ای دو روز و روزی یکساعت برم خونه شون و باهاش کار کنم.
دیروز وقتی میرفتم هیچ اضطرابی نداشتم مطمئن بودم موفق هستم و کارم رو خوب انجام میدم الان هم هنوز این حس رو دارم و به خودم مطمئنم ولی دیروز که ارسلان رو دیدم و فهمیدم که دیگه کار قطعی است و روش مشخصی رو باید کار کنم (البته از خلاقیت خودم هم میتونم استفاده کنم) ترس برم داشت که اخه من این روش رو فقط توی کلاس شنیدم و استادمون برامون گفته ، کار عملی که باهاش نکردم چی کار باید کنم ولی بعدش فکر کردم که پس کتاب ها و اینترنت چیه؟ به چه درد میخوره؟ برای همین روزاست دیگه و استادم هم اطمینان بهم داد که هم خودش هوایم رو داره هم اروم اروم راه میافتم .
خیلی خوشحالم خیلییییییییییییییییییییییی.
نکته: شوهر خاله ام که این مطلبم را خوانده بودند فکر کرده بودند که این کودکان، کودکان عقب مانده هستند و این نکته برای رفع این اشتباه است این کودکان اتفاقا کودکانی هستند با هوش متوسط یا بالاتر از متوسط و به هیچ عنوان مشکلات هوشی ندارند و از نظر جسمی هم سالم هستند و مشکلات در شنوایی و بینایی شان ندارند ولی در تشخیص بینایی(شنوایی)، ادراک بینایی(شنوایی) ،حافظه بینایی(شنوایی) یا توالی حافظه بینایی(شنوایی) مشکل دارند نه از لحاظ جسمی و هوشی.
